تبليغاتX
شب نیلوفری

شب نیلوفری

:.:فقط تو پاره تني ؛ به حرمت اشكم قسم بي تو ميان عالم غريبم و يك بي كسم :.:

  به نام حضرت عشق     

    
            ما دلشدگان خسرو شیرین پناهیم
            ما کشته ی آن مهرخ خورشید کلاهیم
            ما از دو جهان غیر تو ای عشق نخواهیم
            صد شور نهان با ما   تاب و تب جان با ما
            در این سر بی سامان  غم های جهان با ما
               
           با ساز و نی  با جام می  با یاد وی
          شوری دگر اندازیم در میکده ی جان
          جمع مستان غزل خوانیم
          همه مستان سر اندازیم
          سر اندازیم سر افرازیم
          جز این هنر ندانیم که هرچه میتوانیم
          غم از دل ها بر اندازیم براندازیم
             
          ما دلشدگان خسرو شیرین پناهیم
          ما کشته ی آن مهرخ خورشید کلاهیم
          ما از دو جهان غیر تو ای عشق نخواهیم
          صد شور نهان با ما   تاب و تب جان با ما
          در این سر بی سامان  غم های جهان با ما
         
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم آذر 1386ساعت 10:10 قبل از ظهر  توسط نادر و ساسان  | 

گوش كن...

جاده صدا مي زند از دور قدم هاي تو را
چشم تو زينت تاريكي نيست
پلك ها را بتكان
و بيا تا جايي
كه پر ماه به انگشت تو هشدار دهد
و زمان روي كلوخي بنشيند با تو
و مزامير شب اندام تو را
مثل يك قطعه ي آواز
به خود جذب كند
 
 
پارسايي ست در آنجا كه تو را  خواهد گفت
بهترين چيز رسيدن به نگاهي ست
كه از حادثه ي عشق تر است...
+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم آذر 1386ساعت 11:12 قبل از ظهر  توسط نادر و ساسان  | 

The image “http://www.parsdating.co.uk/uk/pic/1182756.jpg” cannot be displayed, because it contains errors.

عمرم به تلخی تلخی ها گذشت
پیر شد دلم ، به سردی ایام شکست.
در فکر آرزوهای فردا سیر کردم
لحظه ها را فدای باورهای ساده ام کردم
فردا از راه رسید و در حسرت دیروز نشستم
کی آمد و کی رفت؟
مقصود نیافتم!
غم دوستان ،خنده ی ایام دیدم
عمرم بگذشت و به آخر رسید کارم
عجبم نیست که افسوس به کامم آمد
گردش ایام دیدم و کس نیامد به دیدارم
با وحشت تنهایی زندگی کردم
روزها به سر آمد و شب ها ناله کردم
 
+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم آذر 1386ساعت 11:11 قبل از ظهر  توسط نادر و ساسان  | 

شب بوي آبي
 
ناله اي از نا مه ات اينست :آيا مرا دوست داري
دلارام من: مگر خودت به اين راز آگاهي نداري! زبانم، دلم تو را از اين سري كه در صندوقچه دل دارم و سعي ميكنم بر لبم نرسد متوجهت نساخته .
تو هنوز در عشق من ترديد داري؟
اگر در عشقهايم ترديد داري با نيش خنجري سينه ام را شكافته و بر قلبم فرو كن تا حقيقت را با چشمان زيبايت ببيني
 آنگاه خواهي ديد بر روي ديوار كاخ گلگون قلبم نوشته است:
دوستت دارم.
منتظر
+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم آذر 1386ساعت 11:5 قبل از ظهر  توسط نادر و ساسان  | 

مطلبی در باره رابطه زناشویی:

شما همراه زاده شدید و تا ابد همراه خواهید بود.
آری شما در خاطر ِ خاموشِ خداوند نیز همراه خواهید بود.
اما در همراهیِ خود حد فاصل را نگهدارید، و بگذارید بادهای آسمان در میان شما به رقص درآیند.
 
به یکدیگر همر بورزید، اما از مهر بند مسازید: بگذارید که مهر دریای مواجی باشد در میان دو ساحل روح های شما.
 
جام یکدیگر را پر کنید، اما از یک جام منوشید. از نان خود به یکدیگ بدهید، اما از یک گرده نان مخورید.
 
با هم بخوانید و برقصید و شادی کنید، ولی یکدیگر را تنها بگذارید، همانگونه که سازهای تار تنها هستند، با آنکه از یک نغمه به ارتعاش در می آیند.
 
دل خود را به یکدیگر بدهید، اما نه برای نگهداشتن. زیرا که تنها دست زندگی می تواند دلهایتان را نگهدارد.
 
در کنار یکدیگر بایستید اما نه تنگاتنگ؛ زیرا که ستونهای معبد دور از هم ایستاده اند، و درخت بلوط و سرو در سایه یکدیگر نمی بالند.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم آذر 1386ساعت 11:4 قبل از ظهر  توسط نادر و ساسان  | 

چرا مردها طاس می شوند
 
 
یزش مو با الگوی مردانه (MPHL) نتیجه دو عامل تاثیر ژنتیکی (احتمالا مربوط به بیش از یک ژن، و نه لزوما ژن‌های طرف مادری) و تغییرات هورمونی در بزرگسالی است.
هورمون مردانه دی‌هیدرواپی‌آندرسترون باعث می‌شود که موهای قدیمی بر روی پوست سر به طور پیشرونده‌ای با موهای کوتاه‌تر و نازک‌تر جایگزین شوند و این پدیده با الگویی قابل‌پیش‌بینی، از شقیقه‌ها و فرق سر آغار می‌شود.
اما مردها ممکن است بخواهند بدانند چرا این پدیده رخ می‌دهد.
خوب، حقیقت این است که اینکه افرادی وجود دارند که به طور ژنتیکی مستعد طاسی هستند، نشان می‌دهد که از دست دادن موهای یک فرد ممکن است دارای امتیاز تکاملی است (یا قبلا چنین امتیازی داشته است.)
از آنجایی که جفت‌ها بر اساس ارزش ژنتیکی انتخاب می شوند، یک صفت فیزیکی که نفوذ ژنتیکی را تشدید می‌کند، با احتمال بیشتری در گونه‌ها انتشار می‌یابد.
یک فرد طاس ممکن است بیانگر مرحله پیشرفته بلوغ جسمی و اجتماعی یک مرد باشد.
داشتن چنین ظاهری می‌تواند مرتبه فرد را در یک گروه اجتماعی بالاتر ببرد و نیز رفتار کمتر پرخاشگرانه از سوی سایر رقبای مذکر را باعث شود، چرا که چنين فردي مرحله رقابت برای همسرگزینی را پشت سر گذاشته است، و شاید با احتمال بیشتر نقش مربی را برای جوانترها ایفا می‌کند
+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم آذر 1386ساعت 11:1 قبل از ظهر  توسط نادر و ساسان  | 

شعري براي تو
تهی شده ام
و نمی دانم باز کجا گمت کردم
می دانم که هستی
می دانم که تا همیشه هستی
می دانم که در همین لحظه هم
در کنارم نشسته ای
و خیره به نوشته هایم نوازشم می کنی
ولی کاش مثل آن روزها لمست می کردم
اتاقم عجیب کمت دارد
جایت آماده است
بیا و بمان برایم
منتظرم .....
براي كسي كه مثل خون تو رگهامه
+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم آذر 1386ساعت 11:1 قبل از ظهر  توسط نادر و ساسان  | 

قطار می‌رود...
تو می‌روی...
تمام ایستگاه می‌رود...

 
و من چقدر ساده‌ام
كه سالهای سال
در انتظار تو
كنار این قطار رفته ایستاده‌ام...

و همچنان
به نرده‌های ایستگاه رفته 
تكیه داده‌ام
!
+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم آذر 1386ساعت 11:0 قبل از ظهر  توسط نادر و ساسان  | 

اس ام اس های جدید


اگه شکلات بودی شیرین ترین بودی
اگه عروسک بودی بغلی ترین بودی
اگه ستاره بودی دنباله دارترین بودی
و تازمانی که مال منی عزیزترینی

عزيزم مثل يک الماس بودي
برايم بهترين احساس بودي
ولي از بس که زشت و تاس بودي
نفهميدم که تو الياس بودي


عشق ورزيدن را ازکويربياموزيم که دريا بودنش را به آفتاب بخشيد...


مهم نيست که خسته ام، مهم اينه که باد، بارون، آسمون مال منه
مهم نيست که غمگينم، مهم اينه که الان پر از تجربه ام
مهم نيست که يه دونه غصه دارم، مهم اينه که يه عالمه بهانه دارم براي لبخند زدن

 

+ نوشته شده در  جمعه چهارم آبان 1386ساعت 11:20 قبل از ظهر  توسط نادر و ساسان  | 

http://sweetscentoflove.blogfa.com/

بی تو يک بوسه ی فراموش شده ام؛ يک شعر پر از غلط؛ يک پرنده ی بی آسمان؛ يک نسيم سرگردان؛ يک رويای نا تمام.

من بی تو بهاری غريبم که در برف متوقف مانده؛ يک جويبار سرد که هيچ وقت به دريا نمی رسد.
يک عشق با شکوه که مجالی برای شکفتن ندارد.
بودنت زود گذشت؛ و نبودنت را هنوز باور نمی کنم...
 
هیچ وقت با خودت فکر کرده ای که انتهای این عشق ها چیست خرد شدن معشوقه های بی پروا و کم سو شدن امیدهای پوشالی و چیزی که آغاز شد باید پایانش را هم باور داشت.

 

+ نوشته شده در  جمعه چهارم آبان 1386ساعت 10:58 قبل از ظهر  توسط نادر و ساسان  | 

وقتی که تو دل سنگت پر از رنگ و ریاست

وقتی که ساز صداقتت همیشه بی صداستhttp://sweetscentoflove.blogfa.com/
http://sweetscentoflove.blogfa.com/وقتی یک بار نشد تا سر حرفات بمونی
نتونستی قدر عشق بی ریا رو بدونیhttp://sweetscentoflove.blogfa.com/
http://sweetscentoflove.blogfa.com/نمی تونم ، نمی خوام که با تو هم صدا بشم
من به خاطر خودت از تو باید جدا بشمhttp://sweetscentoflove.blogfa.com/
http://sweetscentoflove.blogfa.com/نمی تونم ، نمی خوام حرفاتو باور بکنم
قصه ی دروغ احساستو از بر بکنمhttp://sweetscentoflove.blogfa.com/
http://sweetscentoflove.blogfa.com/اگه من می خوام برم امروز و تنهات بذارم
واسه اینه که خودت رو به تماشات بذارمhttp://sweetscentoflove.blogfa.com/
http://sweetscentoflove.blogfa.com/ولی من هرگز نخواستم که فراموشت کنم
مثل اسمون بی ستاره خاموشت کنمhttp://sweetscentoflove.blogfa.com/
http://sweetscentoflove.blogfa.com/صدای تیک تیک ساعت میگه وقت رفتنه
لحظه جدایی و خدافظی رو گفتنهhttp://sweetscentoflove.blogfa.com/
 
 
+ نوشته شده در  جمعه چهارم آبان 1386ساعت 10:50 قبل از ظهر  توسط نادر و ساسان  | 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم آبان 1386ساعت 11:3 قبل از ظهر  توسط نادر و ساسان  | 

mt.hamtaraneh.com

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم آبان 1386ساعت 10:22 قبل از ظهر  توسط نادر و ساسان  | 

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام مهر 1386ساعت 11:25 قبل از ظهر  توسط نادر و ساسان  | 

من نمی خوام شوهرت بشم

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام مهر 1386ساعت 11:14 قبل از ظهر  توسط نادر و ساسان  | 

هر چه تردید شد عشق به پایان نرسید
ماه در مهر تو محصور شد آبان نرسید
می شکستند دلم را که مرا ابری تر ...
ابرها هم متراکم شد و طوفان نرسید
باد هی بال کبوتر به حیاتم آورد
نامه های تو ولی از تو چه پنهان نرسید
مشهد عشق تو را صحن دلم می طلبد
چشم من اما به خراسان نرسید
چمدان سفر از حسرت دیدار تو پر
مثل هر روز قطار آمد و مهمان نرسید
همسفر ٬ باز بگو راه کمی طولانیست
عاقبت مرد تو در نم نم باران نرسید
+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام مهر 1386ساعت 11:7 قبل از ظهر  توسط نادر و ساسان  | 

شعري براي تو

بردن نام تو سخت است بيا برگرديم

گفتن راز به هر آينه سخت است بيا برگرديم

كوچه آبستن يك حس بد است اي يارم

تا تواني به دو زانوست بيا برگرديم

خانه دوست همين جاست بيا برگرديم

چاره درد همين جاست بيا برگرديم

آنكه روزي به غريبي دل او چاك زديم

مرهم زخم دلش اوست بيا برگرديم

مقصد راه تو پيداست بيا برگرديم

عالم دور چه زيباست بيا برگرديم

ديدن خرمن عشقت كه به تاراج رود

به خدا مرگ اقاقيست بيا برگرديم

بوته ياس چه تنها ست بيا برگرديم

چشم شيدا به تماشاست بيا برگرديم

نقره داغ رخت اي دوست نشستم تا صبح

جان عطر گل شب بو بيا برگرديم

براي كسي كه مثل خون تو رگهامه

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام مهر 1386ساعت 11:5 قبل از ظهر  توسط نادر و ساسان  | 

دوستت دارم اما نه به اندازه ي بارون ، چون يه روز بند مياد . دوستت دارم اما نه به اندازه ي برف ، چون يه روز آب مي شه . دوستت دارم اما نه به اندازه ي گل ، چون يه روز پژمرده مي شه . دوستت دارم به اندازه ي دنيا ، چون هيچ وقت تموم نمي شه

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم مهر 1386ساعت 6:14 قبل از ظهر  توسط نادر و ساسان  | 

Road To Nowhere

امیدوارم که غروب لحظه های زندگیتان همیشه سبز سبز باشد

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم مهر 1386ساعت 6:1 قبل از ظهر  توسط نادر و ساسان  | 

در زدم و گفت کیست ؟ گفتمش ای دوست ، دوست

    گفت در آن دوست چیست ؟ گفتمش ای دوست ، دوست

    گفت اگر دوستی ! از چه در این پوستی ؟

    دوست که در پوست نیست ! گفتمش ای دوست ، دوست

    گفت در آن آب و گل ، دیده ام از دور دل

    او به چه امید زیست ؟ گفتمش ای دوست ، دوست

    گفتمش این هم دمیست ، گفت عجب عالمیست !

    ساقی ِ بزم تو کیست ؟ گفتمش ای دوست ، دوست

    در چو به رویم گشود ، جمله ی بود و نبود

    دیدم و دیدم یکیست ، گفتمش ای دوست دوست

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم مهر 1386ساعت 5:50 قبل از ظهر  توسط نادر و ساسان  |